تبلیغات
تکنولوژیست های اتاق عمل - مطالب تیر 1390

تکنولوژیست های اتاق عمل
 
درد و دل همکلاسی ها

-مادر یعنی کسی که ما از او به در آمده ایم ، یعنی پدید آورنده‌ی ما.

-پدر در اصل « پایدر » یا « پادر » بوده است یعنی پاینده ، کسی که مراقب خانواده‌اش است و آنان را می‌پاید. جالب است که تلفظ « فادر » در انگلیسی بیشتر به « پادَر » شبیه است تا تلفظ  « پدر».

-واژه مَرد از مُردن است زیرا زایندگی ندارد. مرگ نیز با مرد هم ریشه است.

-زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است. 

-خواهر (خواه + ــَر یا ــار) از ریشه «خواه » است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است. در اوستا خواهر به صورت خْـوَنگْهَر آمده است.

َرادر نیز در اصل بَرا + در است یعنی کسی که برای ما کار انجام می‌دهد. یعنی انجام‌دهنده کار برای ما و برای آسایش ما.

-دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی شیر بوده و ریشه واژه‌ی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش » زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بوده است. « دوغ‌در » در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد. در اوستا این واژه به صورت « دوغْــذَر » doogh thar و در پهلوی به صورت دوخت آمده است. به کلمه daughter در انگلیسی توجه کنید، واژه daughter نیز همین دختر است gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » تلفظ می شده.

-پسر در اصل « پوسْتْ دَر » بوده است و پوست در، به پسر تبدیل شده است. چون کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بوده آنان چنین نامیده می شدند. همچنین در پارسی باستان puthar پوثرَ ، در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ نامیده می شدند.





نوشته شده در تاریخ جمعه 31 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88

وای ... خدایا ... بچه ها تا حالا پرنده ی "اسکل" دیدین؟ واقعا بلاهت از قیافش میباره !

«اسکول» نام این پرنده است. در خصوصیات این پرنده نوشته‌اند که او وقتی برای زمستان غذا جمع آوری می‌کند محل نگهداری آنها را فراموش می‌کند و بخاطر همین با مشکل مواجه می شود، یا هنگام خانه سازی فراموش می کند که خانه اش را کجا ساخته است، اسکول اگر از لانه اش بیرون بیاید راه بازگشت را پیدا نمی کند.

اینم عکساش:

 

 

 

واقعا بامزه و دوست داشتنیه ؛ نه؟

ن.د





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88

کسا نی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می‌کنند انسان‌هایی منطقی هستند و کسا نی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء می‌کنند د یر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند.

کسا نی که از خطوط عمودی استفاده می‌کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.

کسا نی که از خطوط افقی استفاده می‌کنند ا نسان‌های منظّمی هستند .

کسا نی که با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌ا ند.

کسا نی که پیچیده امضاء می‌کنند شکّاک هستند.

کسا نی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می‌دانند.

کسا نی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند.

کسا نی که اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند.

کسا نی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که می‌خواهند به قله برسند.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را 100% بسازند!!!

 اگر

Z Y X W V U T S R Q P O N M L K J I H G F E D C B A

 برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 پس :

·        (تلاش سخت) Hard work

     H+A+R+D+W+O+ R+K

     8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

·        (دانش) Knowledge

     K+N+O+W+L+E+ D+G+E

     11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

·        (عشق) Love

 L+O+V+E   

     12+15+22+5=54%

·        (پول) Money

     M+O+N+E+Y

    13+15+14+5+25= 72%

·        (رهبری) Leadership

 L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P   

     12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

 خیلی از ما فکر می کردیم که اینها از همه مهمترند مگه نه؟!!!

 پس چه چیز 100% را میسازد؟؟؟

·        (نگرش) Attitude

 1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%

 

 اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد.

  نگرش همه چیز را عوض میکند، نگرشت را عوض کن همه چیز عوض میشود...





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88

سلام عزیزان

امیدواریم بتونیم با این مطلب بعضی از مشکلات و شبهاتی که به نظر ما به دلیل برخی ندانستن ها بوجود اومده رو حل کنیم. وبلاگ ما پر از اشکال و اشتباهه و ما خودمون اینو قبول داریم اما بعضی از مسائل هم هست که اشتباه به نظر میرسه در صورتی که اشتباه نیست.

بعضیا میگن چرا شما همش در حال جنگ و دعوا هستین؟

در جواب باید بگیم ما فقط با هم شوخی میکنیم و به هیچ عنوان با هم مشکلی نداریم که جنگ و دعوا محسوب بشه و جوابایی رو هم که به نظر ها میدیم بدون هیچ قصد بدی داده میشه. ما که نمیتونیم تو وبلاگ قربون صدقه همدیگه بریم. بالاخره باید یه جوری از هم خبری بگیریم و یه کم سر به سر هم بزاریم.

انتقاد دیگه ای هم که مطرح شده اینه که میگن وبلاگ ما فقط به چند نفر اختصاص داره.

 درباره این انتقاد هم باید بگیم طبیعتا 5 یا 6 نفر خیلی بیشتر از بقیه لطف دارن و به وبمون سر میزنن و نظر خودشونو در کمال صداقت میدن.  نمیشه که به این چند نفر بگیم دیگه به وبلاگ سر نزنن یا کسانی رو که کمتر از وبلاگ بازدید میکنن مجبورشون کنیم که تعداد بازدیداشونو بیشتر کنن. ما حتی ایمیل هم معرفی کردیم تا هر کسی مطلبی داره واسه ما بفرسته و ما هم بزاریم تو وبلاگ پس این جور قضاوت کردن زیاد منصفانه نیست.

درباره مطالب وبلاگ هم که ربطی به هم نداره و از هر جایی یه چیزی توش هست هم باید بگیم که:

وبلاگ ما یه وبلاگ تخصصی نیست که همه مطالبش درباره موضوع خاصی باشه. این فقط یه وبلاگ کلاسیه و هر نوع مطلبی برای هر نوع سلیقه ای میتونه توش ارائه بشه و همه همکلاسی ها و غیر همکلاسی ها میتونن توش سهیم باشن. حالا اگه بعضی از بچه های کلاس یه کم به ما کم لطفن اون دیگه تقصیر ما نیست.

انتقاد دیگه اینه که چرا همه نظراتو تایید میکنین.

ما همه نظرات، به جز نظراتی که مشکل اخلاقی ، فرهنگی ، سیاسی و ... داشته باشن رو تایید میکنیم و دلیلی نداره که نظری تایید نشه چون در اون صورت به صاحب نظر بی احترامی میشه در ضمن اگه کسی نمیخواد نظرش تایید بشه میتونه نظرو به صورت خصوصی برامون ارسال کنه.

در آخر هم باید بگیم که این فقط یه دنیای مجازیه و ارزش این حرفارو نداره. در ضمن ما از پیشنهاد های شما هم در راستای بهتر شدن وبمون استفاده میکنیم ولی کو پیشنهاد؟ همه میان و انتقاد میکنن. درسته که انتقاد خوبه ولی بهتر از اون اینه که این انتقاد همراه با دلیل و یا پیشنهاد باشه.

ممنون که از این وبلاگ دیدن میکنید.

                                                                                نویسندگان وبلاگ

 





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88

یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه:

امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد گرفتین یا نه…!

بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه:

با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که این صندلی وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه

بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد

روزی که نمره ها اعلام شده بود، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود:

.

کدوم صندلی ؟





طبقه بندی: طنز، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88

آخه یکی نیس به اینا بگه سلطانم که باشین وضعتون بهتر از این نیست... حتی اگه صد نوع راه باز کردن در انواع بطری بلد باشین!

 

ن.د





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست

مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید :

پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشه؟

کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است

مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه ی خودش شد

بعد کشیش از او پرسید : حالا چند وقته که روماتیسم داری؟

مردک گفت: من روماتیسم ندارم، اینجا توی روزنامه نوشته  پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است...

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88

به نام خدایی که زن آفرید                  حکیمانه امثال ِ من  آفرید

خدایی که اول تو را از لجن                  و بعدا  مرا از لجن آفرید

برای من انواع گیسو و موی               برای تو قدری چمن آفرید

مرا شکل طاووس کرد و تورا               شبیه بز و کرگدن آفرید

به نام خدایی که اعجاز کرد                  مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من                   رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعدا آمد و از روی لطف               مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما                    بلندگو به جای دهن آفرید

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود             مرا خانه داری خفن آفرید

برای تو یک عالمه کیس خوب             شراره ، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر                   براد پیت من را حسن آفرید

برایم لباس عروسی کشید                   و عمری مرا در کفن آفرید

به نام خدایی که سهم تو را                مساوی تر از سهم من آفرید



طبقه بندی: طنز، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88

3 نفر با هم میرن ساعت فروشی ، ساعت میخرن 30000 تومن.

یعنی نفری 10000 تومن دادن.

صاحب مغازه به شاگردش میگه : قیمت ساعت 30000 تومن نبوده 25000 تومن بوده. برو 5000 تومن بهشون برگردون.

شاگرد مغازه از این 5000 تومن 2000 تومنشو واسه ی خودش برمیداره .

3000 تومن دیگرو میده به اون سه نفر. (نفری 1000 تومن)

پس با برگشت 1000 تومن نفری، اونها هركدوم 9000 تومن دادند.

حالا سوال اینجاست اگه 9×3= 27

2تومنم كه شاگرد مغازه برداشته ، میشه 29 تومن پس اون 1000 تومنه كجاست؟

طراح سوال : پروفسور حسابی





طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک