تبلیغات
تکنولوژیست های اتاق عمل - مطالب بهمن 1389

تکنولوژیست های اتاق عمل
 
درد و دل همکلاسی ها

سلام دوستان ...

با توجه به پیشنهاد نویسندگان اصلی وبلاگ ، تصمیم گرفته شد مطالب شما دوستان عزیزی که به این وبلاگ لطف و توجه دارید نیز به گونه ای ساده در اختیار خوانندگان قرار گیرد البته با ذکر نام خودتان ...

شما می توانید مطلب خود را از طریق نظر خصوصی از همه پست ها برای ما ارسال کنید ...

اگر مطالب شما همراه با تصویر بود می توانید آن را از طریق ایمیل برای ما به آدرس  opero882@yahoo.com ارسال کنید ...





طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

داستان زیر یکی از شاهکارای آنتوان پاولوویچ چخوف (۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ - ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۴)، از برجسته ترین نویسندگان روس هست. خواهش میکنم متن رو کامل بخونید و نظرتونو در موردش بنویسید

ن.د

 

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

 

  درگذشت پدر بزرگوار استاد نصیری را به ایشان و خانواده محترمشان صمیمانه تسلیت عرض میکنیم.

رحم الله من یقراء فاتحه مع الصلوات

                                                             از طرف بچه های اتاق عمل





طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

                    با كمال احترام و ادب به روح پاك سهراب سپهری

سلام به شما عزیزان دوست و دوستان عزیز ، گرامیان همراه و همراهان گرامی

 

این شعر را به همه شما هم کلاسی ها ، هم دانشگاهی ها ، هم رشته ای ها و همه دانشجویان تقدیم می کنیم.

شعر استاد طوفان در وصف دانشگاه علوم پزشکی مازندران

 

تیلری خواهم ساخت

خواهم انداخت به راه

دور خواهم شد از این دانشگاه

که در آن هیچ کسی نیست

تا در خوابگاه دانشجویان را بیدار کند

 

غرمه از گوشت تهی

و دل آزرده از بوی کافور

همچنان خواهم راند

نه به سلف دل خواهم بست نه به سایت

غذا 900 تومن خواهد شد

ورشکست خواهیم شد

معده هامان خالی

سلفمان هم متروک

 

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم راند

دور باید شد از این دانشگاه

زن استاد در این دانشگاه

چشم دیدن دانشجوی پسر را نداشت

مرد استاد این دانشگاه

Anyway ، کی به کیه

آب سرد کن آن یا آب یا لیوان نداشت

دور باید شد ، دور

استاد درسش را داد

نوبت دانشجوست

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم راند

 

وسط آن بیابان دانشگاست

که در آن هیچ درختی نیست

آلاچیق جای دانشجویانیست که در آن صندلی نیست

دست هر دانشجو ، جزوه دانشجوی دگریست

مسئولان به یک دانشجو چنان می نگرند

که به یک شفته ، به یک خار و ذلیل

 

استاد زنگ موبایل تو را می شنود

و صدای بد مشروطی می آید در باد

 

قبل دریا جاییست

که در آن وسعت صحرا صد هکتار است

دانشجو وارث طوفان شن و شنزار است

 

قبل دریا دانشگاست

تیلری باید ساخت

و دیگر هیچ ...

 

                                               م.خمیسه     و     م.داودی

 





طبقه بندی: طنز،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

خواندن این خبر برای افراد دارای بیماری قلبی و افراد كمتر از 16 سال توصیه نمیشود.

قابل توجه دانشجویانی كه قصد تغییر رشته دارند.

هنوز فرصت باقی است . با توجه به بحران اقتصادی و طرح هدفمند كردن رایانه ها بهتر است قبل خواندن این خبر یك لیوان آب قند در كنار خود داشته باشید .

مشروح خبر : بچه ها بد بخت شدیم بدون لباس مخصوص اتاق عمل ، اون تو رامون نمیدن . تازه نمیدونی چقدر قیمتشه ... وای ... به گفته دوستان حداقلش پونزده شونزده تومن قیمتشه اونم جنس بیخودش .

البته گفته شده میتونین خودتون بدوزین كه احتمالا ارزونتر درمیاد ... البته منظور از لباس ، گان نیستا  ...

 





طبقه بندی: رشته اتاق عمل، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

اصول وقوانین دانشگاه علوم پزشکی مازندران :

اصل غافلگیری : یعنی اینکه به جای امتحان سیرکولر از شما امتحان استریل گرفته شود .

اصل انتصاب واحد : یعنی اینکه بجز 18 واحدی که دانشگاه می گوید حق گرفتن واحدهای دیگر را ندارید.

اصل بانکداری : یعنی اینکه پول ها را از بانک ملی به حساب دانشگاه واریز می کنید ، دانشگاه وام را به حساب شما در بانک تجارت واریز می کند و بانکی که در داخل دانشگاه قرار دارد بانک ملت است.

اصل نسبیت : یعنی اینکه دروسی که در کلاس به شما تدریس می شود با امتحانی که از شما گرفته می شود نسبت عکس دارد و همچنین مدرک استادانی که به شما درس می دهند با مجذور معکوس درسی که به شما می دهند نسبت مستقیم دارد.

اصل تعادل : یعنی اینکه تعداد دختران موجود در کلاس باید از دو برابر تعداد پسران دو نفر بیشتر باشد تا آن کلاس از هم پاشیده نشود.

اصل خصوصی سازی : یعنی اینکه استادان ، مسئولان آموزش و خوابگاه و مدیران دانشگاه می توانند در خصوصی ترین مسائل شما دخالت کنند.

قانون اول علوم پزشکی : هر دانشجو همچنان به درس نخواندن خود ادامه می دهد مگر آنکه امتحانی از خارج بر او وارد شود.

قانون دوم علوم پزشکی : برایند نمرات دانشجو در یک امتحان برابر است با تعداد همکلاسی های او ضربدر تعداد دفعات تقلب تقسیم بر تعداد مراقبان .

قانون بقای جزوه : جزوه نوشتن در حین درس توسط هیچ دانشجویی کامل انجام نمی شود بلکه از دانشجویی به دانشجوی دیگر منتقل می شود.

قانون پایستگی جزوه : جزوه نه به وجود می آید و نه از بین می رود بلکه از فردی به فرد دیگر منتقل می شود.

قانون اساسی : اساسا همینی که هست اگر خواستید در دانشگاه علوم پزشکی ادامه تحصیل دهید (میخواین بخواین ، نمیخواین هم باید بخواین ).

 

                                                        م.خمیسه    و     م.داودی





طبقه بندی: طنز، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

 نحوه بازی : ماوس را روی مربع قرمز نگه داشته و آن را حركت دهید.
سعی كنید مربع قرمز رنگ با دیواره و مربع/مستطیل های آبی رنگ برخورد نكند.
اگر بتوانید بیشتر از 18 ثانیه از برخورد جلوگیری كنید، شما یك نابغه هستید!
گفته شده خلبانان نیروی هوایی آمریكا تا 2 دقیقه می توانند به بازی ادامه بدهند! (من خودم به 23 ثانیه رسیدم، البته با بدبختی و مشقت )

 برای شروع تست بر روی تست تمرکز کلیک کرده وتست را شروع کنید.

( ن . د )





طبقه بندی: علمی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

به خبری که هم اکنون یکی دو روز پیش به دستم رسید توجه کنید.

این خبر توسط چند مقام رسمی و خبرگزاری های معتبر ایران تایید شده.

مشروح خبر:در راستای اجرای طرح دیر رفتن به سرکلاس، کار اموزی روز یک شنبه لغو گردید.در راستای این خبر اعلام گردید کاراموزی روز سه شنبه هنوز پابرجاست. با شنیدن این خبر جمعی از دوستان که قصد شرکت در این برنامه را نداشتند به جشن و شادی پرداختند و اندوه و حسرت دیگر افراد را به جان خریدند.

تماس تلفنی:مگه من به شما نگفتم نریم. چرا قبول نکردید. حالا اگه سه شنبه هم لغو بشه با چه رویی به چشمان ما نگاه می کنید؟





طبقه بندی: رشته اتاق عمل، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

بر طبق تاکید چند باره ی چند دوست و به منظور شناساندن هر چه بیشتر رشته ی اتاق عمل به افرادی که هنوز به این رشته وارد نشده اند و همین طور افرادی که وارد رشته ی اتاق عمل شده اند و قصد ادامه ی تحصیل در این رشته را دارند این اطلاعات را اماده کرده ام به سمع و نظر شما می رسانم.

قبل از شروع باید تاکید کنم این اطلاعات بر طبق اخرین اطلاعیه مرکز سنجش اموزش پزشکی می باشد و در سایت علوم پزشکی دات کام در دسترس داوطلبان و علاقه مندان قرار داده شده است.

در جداول زیر نام رشته ای که داوطلبان اتاق عمل مجاز به انتخاب برای ادامه ی تحصیل هستند به همراه سر فصل دروس امتحانی و ضرایب هر یک امده است.

عنوان رشته امتحانی دوره کارشناسی ارشد

عنوان رشته امتحانی دوره کارشناسی ارشد

اپیدمیولوژی

مبانی اپیدمیولوژی(2/5) مقدمات امار زیستی(2) اصطلاحات پزشکی(1/5) اپیدمیولوژی بیماری ها (2) بهداشت عمومی(2) زبان عمومی(2)

اموزش بهداشت

زیست شناسی عمومی(!) روانشناسی (2) بهداشت عمومی (3) جامعه شناسی (2) زبان عمومی(2)

امار زیستی

ریاضی عمومی(1) امار ریاضی و احتمال (2) روش های اماری (4) زبان عمومی (3)

برای اطلاع از تمامیت این موضوع به ادامه مطلب رجوع فرمایید.



ادامه مطلب

طبقه بندی: رشته اتاق عمل، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88

 

خدای عزیز!
به جای اینکه بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمی‌کنی؟
امی

خدای عزیز!
شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.
لاری

خدای عزیز!
اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفش‌های جدیدم رو بهت نشون میدم.
میگی

خدای عزیز!
شرط می‌بندم خیلی برایت سخت است که همه آدم‌های روی زمین رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچین کاری کنم.
نان

خدای عزیز!
در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چکار می‌کنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام می‌دهد؟
جین

خدای عزیز!
آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟
لوسی


خدای عزیز!
این حقیقت داره اگر بابام از همان حرف‌های زشتی را که توی بازی بولینگ می‌زند، تو خانه هم استفاده کند،به بهشت نمی‌رود؟
آنیتا

خدای عزیز!
آیا تو واقعاً می‌خواستی زرافه اینطوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟
نورما

خدای عزیز!
چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟
جان

خدای عزیز!
بخاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، یک توله سگ بود !!!!
جویس

خدای عزیز!
وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی درباره‌ات گفت که از آدم‌ها انتظار نمی‌رود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمه‌ای نزنی.
دوست تو (اما نمی‌خواهم اسمم رو بگم)

خدای عزیز!
لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هیچ چیز او تو نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.
بروس

خدای عزیز!
من می‌خواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اینهمه مو در تمام بدنش.
تام

خدای عزیز!
فکر می‌کنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد.
روث

خدای عزیز!
من همیشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمی‌کنم.
الیوت

خدای عزیز!
از همۀ کسانی که برای تو کار می‌کنند، من نوح و داود را بیشتر دوست دارم.
راب

خدای عزیز!
من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، 900 سال زندگی کنم.
با عشق کریس

خدای عزیز!
ما خوانده‌ایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دینی یکشنبه‌ها به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط می‌بندم او فکر تو را دزدیده.
با احترام دونا

خدای عزیز!
آدم‌های بد به نوح خندیدند « تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی می‌سازی » اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین کارو می‌کردم.
ادی

خدای عزیز!
لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه می‌کنم.
دین

خدای عزیز!
فکر نمی‌کنم هیچ کس می‌توانست خدایی بهتر از تو باشد. می‌خوام اینو بدونی که این حرفو بخاطر اینکه الان تو خدایی، نمی‌زنم.
چارلز

خدای عزیز!
هیچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سه‌شنبه ساخته بودی، دیدم. اون واقعاً معرکه بود.
اجین

 





طبقه بندی: هنر و ادب، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک