تبلیغات
تکنولوژیست های اتاق عمل - خلاصه...

تکنولوژیست های اتاق عمل
 
درد و دل همکلاسی ها

دوستای خوبم سلام

دیگه خدارو شکر فصل امتحانا و اون شب بیدار موندنا و جزوه جمع کردن و نمونه سوال گیر اوردن و چایی و قهوه و نسکافه خوردن و  موبایل کنار گذاشتن(چقدرم که کنار میذاشتیم!) و بیرون نرفتن و حرف نزدن و خرخونی کردن و برای بعضیااااا تقلب کردن و التماس استاد کردن واسه یه نمره رو نمودار بردن و تستای آخر کتاب خوندن و تقلب رو همه جای بدن خالکوبی کردن و سه ساعت معطل فتوکپی شدن(تازه اگه بسته نبود) و جا به جا کردن صندلیا سر جلسه و  کارت ورود به جلسه پرینت گرفتن و دیر رسیدن و هرگز نرسیدن(!) و افتادن(خدانکنه) و لباس همیشه جیگری آقای بزرگی و تا لحظه ی آخر پشت در سالن امتحان درس خوندن  (مخصوصا خودم)  و خودکار از این و اون قرض گرفتن و .......... تموم شد ... بالاخره تموم شد !

همگی خسته نباشید؛انشاالله که همه نمرات قابل قبولی بگیریم با اینکه این ترم یکم شرایط ناجور بود ... استادا یه چیزی درس میدادن ، یه جزوه ی دیگه میدادن ؛ سوالای امتحانو معلوم نیس از کجای کهکشان می اوردن و در نهایت نمره ها از یه جای دیگه ی کهکشان یا شایدم ازسایر کهکشانای دوردست به صورت کاملا رندوم میومد (به قول دوستان مشابه همون شرایط بانک های دانشگاه که آقایونِ وبلاگ در مطلبی با نام "اصول و قوانین دانشگاه علوم پزشکی مازندران" گذاشته بودند)و حتی بعضی اوقات سر جلسه، مراقبین هم به دوستان در یافتن پاسخ کمک های اساسی میکردن(که این دیگه واقعا نامردی بود) ... و وقتی واسه پاره ای ازمسائل به اساتید محترم مراجعه میکردیم با سفسطه گری و خونسردی کامل میگفتن انصافا من آدم بدی نیستم (!) و به همه ی بچه ها (در حال محاسبه با انگشتای دست چپ و خودکار توی دست راست در حال جمع بستن روی کاغذ)نفری 2 نمره اونجا ... 1.5 نمره هم اونجا .... یه سه نمره از اون طرف ... 2 نمره واسه اون ... آره دیگه قریب به 80% بچه های کلاس افتاده بودن ... حالا چون شمایی یه نمره دیگه هم اضافه میکنم که سرراست بشه (لازم به ذکر است که استاد مذکور به افراد مختلف در فرایند نمره اشانتیون آخر نمرات متغیری از نیم نمره تا دو نمره اعطا کرده بودن... حالا مهم نیس... گذشت دیگه )

 گذشته از اینا ... یه چیزی رو مدت ها قبل میخواستم بگم اما قسمت نشد و موند واسه الان؛ میخوام از همه ی همکلاسی های عزیز خواهش کنم که یه خاطره جالب از بیمارستان (ترجیحا خنده دارم باشه که دورهم بخندیم و بعدا هی دستتون بندازیم!)، حالا از هر قسمتی که میخواد باشه ... پرسنل ، بیمارا، سوتی های خودتون یا دوستاتون و ...  در قسمت نظرات برامون بنویسین.

و یه مورد دیگه (جهت روشن شدن یه موضوعاتی که اخیرا پیش اومده):  در پاسخ به نظر خانم"آ.ان جل" که در نظرات مطلب پیشین نوشته بودن که مگه این وبلاگ نویسنده خانم نداره که از حقوقشون دفاع کنه ؟! باید بگم اینجا سه نفر از آقایون و من (نازنین) فعالیت میکنیم و حتی مطلب "فروشگاه همسر" رو خودِ من گذاشته بودم با این دیدگاه که  یکسری مطالب این وبلاگ صرفا جهت سرگرمیه و خدای نکرده ما قصد توهین و جسارت به هیچ کدوم از دو جنس رو نداریم و فقط میخوایم این وبلاگ هم مثلِ خیلی از وبلاگ های دانشجویی که فقط جایی برای مطالب علمی مرتبط با رشته و یا مطالب کاملا خصوصی که فقط برای بیست و هفت هشت نفر اعضای یک کلاس ارائه میشه ، نباشه و مطالبی توش داشته باشه که بتونه هر کسی رو سرگرم کنه.حالا ... به خاطر خانم هایی که در مطالب قبلی تقاضای دادخواهی داشتن(!) و همچنین خودم (چون الان راهم یه خورده دوره و دستم نمیرسه با عوامل مذکور برخورد قانونی(همون فیزیکی) کنم ) ، این مطلب رو (حقایقی تلخ در مورد مردان) میذارم و تاکید میکنم که این یکی عمرا واسه سرگرمی نیست! اما ... به دلیل زودرنجی دوستان شاید این آخرین مطلبی باشه که با این موضوعات در این وبلاگ درج میشه.

در نهایت ؛ از همه ی دوستای عزیزمممنونم که این مطلب رو خوندین و امیدوارم برای همه تابستون خوبی باشه .

 

حقایقی تلخ در مورد مردان

 1 -مردان خوب، زشت هستند.

 2 - مردان خوش قیافه، خوب نیستند.

 3- مردان خوب و خوش قیافه به جنس مخالف تمایل ندارند.

 4- مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.

 5- مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.

 6- مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.

 7- مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند

 8- مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.

 9 - مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.

 10- مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).

 11- مردانی که هرگز قدم اول را برنمیدارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند

 

نوشته شده توسط نازنین داودی





نوشته شده در تاریخ شنبه 11 تیر 1390 توسط همکلاسی های OR.88
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک