تبلیغات
تکنولوژیست های اتاق عمل - شعر كهنه

تکنولوژیست های اتاق عمل
 
درد و دل همکلاسی ها

                    با كمال احترام و ادب به روح پاك سهراب سپهری

سلام به شما عزیزان دوست و دوستان عزیز ، گرامیان همراه و همراهان گرامی

 

این شعر را به همه شما هم کلاسی ها ، هم دانشگاهی ها ، هم رشته ای ها و همه دانشجویان تقدیم می کنیم.

شعر استاد طوفان در وصف دانشگاه علوم پزشکی مازندران

 

تیلری خواهم ساخت

خواهم انداخت به راه

دور خواهم شد از این دانشگاه

که در آن هیچ کسی نیست

تا در خوابگاه دانشجویان را بیدار کند

 

غرمه از گوشت تهی

و دل آزرده از بوی کافور

همچنان خواهم راند

نه به سلف دل خواهم بست نه به سایت

غذا 900 تومن خواهد شد

ورشکست خواهیم شد

معده هامان خالی

سلفمان هم متروک

 

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم راند

دور باید شد از این دانشگاه

زن استاد در این دانشگاه

چشم دیدن دانشجوی پسر را نداشت

مرد استاد این دانشگاه

Anyway ، کی به کیه

آب سرد کن آن یا آب یا لیوان نداشت

دور باید شد ، دور

استاد درسش را داد

نوبت دانشجوست

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم راند

 

وسط آن بیابان دانشگاست

که در آن هیچ درختی نیست

آلاچیق جای دانشجویانیست که در آن صندلی نیست

دست هر دانشجو ، جزوه دانشجوی دگریست

مسئولان به یک دانشجو چنان می نگرند

که به یک شفته ، به یک خار و ذلیل

 

استاد زنگ موبایل تو را می شنود

و صدای بد مشروطی می آید در باد

 

قبل دریا جاییست

که در آن وسعت صحرا صد هکتار است

دانشجو وارث طوفان شن و شنزار است

 

قبل دریا دانشگاست

تیلری باید ساخت

و دیگر هیچ ...

 

                                               م.خمیسه     و     م.داودی

 





طبقه بندی: طنز،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 بهمن 1389 توسط همکلاسی های OR.88
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک